سلطان محمد مطربي سمرقندي
561
تذكرة الشعراء ( فارسي )
مخدومى استحسان نموده ، فرمودهاند كه : چه تخلّص مىخواهى ؟ گفته كه : « فرشى » مىخواهم تخلّص نمايم . حضرت مخدومى فرمودهاند كه : كسى را كه گفتار اينچنين باشد ، اگر « عرشى » تخلّص نمايد ، مناسب خواهد بود . تعظيم به جاى آورده ، اين قطعه را بدان تقريب بديهة گفته معروض داشته : قطعه : شاهنشه اقليم سخن خواجه حسن * صد شكر كه عاقبت سگ خويشم خواند گفتم كه شها تخلّصم « فرشى » نِه * از فرش مرا گرفت و بر « عرش » نشاند اشعار خوب دارد و اين غزل از گفتار مرغوب اوست : غزل : تا فكندى ماه من از عارض گلگون نقاب * رفت صبر از چرخ و نور از ماه و تاب از آفتاب از هجوم ناز مژگان تو خواهد شد به حشر * خلق نالان و ملك حيران و حق در اضطراب آرزو دارم كه مالم روى خود اى شهسوار * گاه بر نعل و گهى بر رخش و گاهى بر ركاب از فراق لعل و زلف آتشين رخسار تو * شد جگر خوناب و دل در پيچوتاب و تن كباب خواند « عرشى » تا ز اشعار تو مطرب در عراق * محتشم مدهوش و ميلى مست و وحشى شد خراب [ 223 ] [ عزمى بخارايى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] عزمى بخارى ، مشهور به « ملا باقى عزمى » است . صورت خوب و سيرت مرغوب